منم چندسال پشت سرهم رفتم اعتکاف
امسال شب تولد امیرالمومنین مهمون خونشم
دعوتم کرده خونش
میخوام برم همه اونایی که انقدر منو مادره مریضم وازار دادن واگذار کنم به خودش
میخوام برم بسپارمشون به دستای خودشون
میخوام برم خودمو خالی کنم و زندگی جدیدی درست کنم
سخته
دارم ازبین میرم
ولی هرچی میریم جلوتر میفهمم زندگی داره میره جلو اون منم که انقدر دارم عذاب میکشم
رفتی اعتکاف منم دعاکن
شایدحکمتی شد وزندگیم درست شد😔🥺شاید طلاق نگرفتم وشوهرم برگشت
دعاکنین واسم
زندگیم توتاپیکا هس دوستداشتین واسه حل مشکلم یک صلوات بفرستین دیگه خودم انقدر التماس خودشو خانوادشو ائمه رو کردم که خسته شدم