ظهر باهم دعوا کردیم بهش گفتم هیچ کاری برام نکردی لاقل یه پیام میفرستادی. بعد قطع کردیم یکم بعد پیام تبریک فرستاد. منم گفتم چه فایده دیگه.
الان اومده خونه گفت میخواستم گل بخرم برات اعصابمو خراب کرده بودی دیگه نخریدم گفتم حیفه دیگه چه ارزشی داره. اون پیامم پشیمون شدم برات فرستادم. منم فقط زل زدم بهش و اشک ریختم. الان دو ساعته عین مجسمه فقط نشستم گریه میکنم.