توسن کم ازدواج کردم زود بچه دار شدم دوتامون خانواده هامو هیچ ندارن منم شوهرم دیع نزاشت درس بخونم سرکارم با بچه نمیتونم دوتامون خانواده هامون هیچی ندارن شوهرم تنهایی تونسته یع خونه کوچیک اجاره کنه وهر پولیم درمیاره ب اجاره وخوردو خوراک میره سخته اینکه تا اخرعمر حسرت چیزای کوچیک و بخوری من یه مادر خسته ام ک فقط خودمو قویی نشون میدم من حتی نمیتونم یکم ب خودم برسم وقتی دورو ولیامر میبینم بیشتر میشکنم خیلی خسته ام از همه بی پولی ک حتی واس چیزای کوچیکم توحسرتم
سمت من اگه میای "پناه" باش؛من تمام عمرمو پناه دیگران بودم و خسته ام... :) بزرگترین خیانت آدمیزاد در حق خودش ؛فروختن تنهایی اش به آدم های بی ارزش است....