یک دوستی دارم که تازه باهمیم تقریبا کمتر از یکساله.
من هنوز کامل نمیشناسمش ولی خیلی زود ناراحت میشه و اعتماد به نفسشم واقعا کمه.
مثلا امروز یه کاری رو سپردم بهش که واقعا راحت بود خودمم سرم خیلی شلوغ بود خلاصه که اون رفت اون کارو انجام بده یهو وسط کار اومد گفت فلان چیز اشتباهه و کلا کل کاری که خودم انجام داده بودم و سپرده بودم بهش رو برد زیر سوال
چند بار پرسیدم مطمئنیییی؟ گفت اره و فلان
وسط کارم پاشدم رفتم ببینم چی شده دقیقا بازم نفهمیدم و اعصابم بیشتر خورد شد گفتم بهش ولش کن و کاش خودم انجامش میدادم
فقط همینو گفتم و اون انقدر بهش برخورد که نگو.
من واسه این اینو گفتم چون منظورم این بود کاش خودم انجام میدادم تا بفهمم دقیقا چی به چیه و این مشکلات پیش نمیومد.
اخه اخرش بعد یک ساعت فهمیدم خودش اشتباه کرده و کار من کاملا درست بود اون اشتباه متوجه شده...
خب منم وسط کار سنگینی که داشتم و فقط یه کار کوچک سپرده بودم بهش حق ندارم فقط یه جمله بگم کاش خودم انجام داده بودم؟
اونم بهش برخورد ولی چیزی که بیشتر ناراحتم میکنه اینکه بعدش که کارم تموم شد ازش تشکر کنم ولی دیدم ناراحته هی گفتم چی شده و فلان آخر اومد یه مسئلهای مربوط به چندروز پیش که یه حرفی پشت سرم بوده رو گفت بهم... منم کلا خیلی فکر میکنم و خیلی ناراحت شدم...
خیلی دلم گرفت انگار تو اون لحظه میخواست منو ناراحت کنه.
حقیقتا مثل خواهرم دوستش داشتم ولی الان نمیدونم چیکار کنم...
به نظرتون حق با کی بوده؟