سلام خانما
چند روزه شوهرم هم صبح سرکار هست هم شب
و آخر شب برای خواب میاد خونه
من باردارم و ویار شدید دارم حتی آب هم میخورم میارم بالا
و نمیتونم دیگه جایی برم همش خونه خودم هستم مامانم میاد سر میزنه بهم
20 روزه مادرشوهرم نه به ما سر زده
نه زنگ زده حال منو بپرسه
توقع داره من برم با این حالم بهش سر بزنم
دیشب شوهرم زنگ بهش زده
انقدر سرد جواب میده که شوهرم پشیمون شدم زنگ بزنه
بهش گفت که سرکار بودم نتونستم بیام و زنمم ویار داره
به خودش و اون هیکلش تکونی نداده بیاد خونه سر بزنه
میگه چرا تو به من سر نمیزنی تو باید بیای
حالا هم قهر کرده فکر میکنه عمدا نرفتیم
اینا این توقع بیجا نیست؟
من با این حالم برم خونشون ... درجایی که اون باید به من سر بزنه چون من حالم خوب نیس شوهرمم نیس میتونست بیاد بگه چون تو حالت بده من اومدم بهت سر بزنم
یا زنگ بزنه
مثل مامان خودم که میاد بهم سر میزنه اونم میتونست بیاد نه اینکه بشینه تو خونش گنده گویی کنه
متنفرم ازش متنفر متنفر