2777
2789
عنوان

شوهرم بخاطر یه ماژیک قهر کرده

| مشاهده متن کامل بحث + 410 بازدید | 22 پست
چند دقیقه ی دیگه اعضای حاضر جواب نی نی سایت 👇خلاصه کردم واستون راحت تر بخونید : وا چه بی شخصیتبزن ت ...


دقیقا 😂 😂

خدایا تو بساز تو بسازی قشنگتره 🥰 زود بود برای رفتنت دخترکم 🖤

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

من خودم خیلی حسابگر خرج میکنم همیشه ولی همسرم بخواد خساست کنه اصلا تحمل نمیکنم درستش اینه مرد مایحتا ...

یه چیزای الکی خرج میکنه خدادشاهده ادمده گیر داده چرا زود تموم شده

من یه شب مردم صب پاشدم صبونمو خوردمورفتم پی زندگیم...
من شهر غریبم هیشکیو ندارم حوصلم سر میره

خودتو ناراحت نکن با دخترت خودتو سرگرم کن به اون عشق بده به وایب منفی شوهرت بی توجه باش

مهم اینه ما توجهمونو به چی میدیم به چیزای منفی زندگیمون یا مثبتها

چیزه میدونی دیگه روز زنه باید دعوا میساخت زیرش در بره خودش میاد آشتی نگران نباش

دقیقا فک تکم من بعد دعوا دو سه باری حرف اندختم وسط جواب نداد کلا .خیلی مغروره موندم فردا دوباره باهاش حرف بزنم یا نه

من یه شب مردم صب پاشدم صبونمو خوردمورفتم پی زندگیم...
نه گلم

خب خداروشکر


روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
تو چه همه رو حفظی 😂

اخه سر اون کاربر حرص زیاد خوردم شوهرش به طرز غیر قابل باوری خسیس بود


روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   پولدارخوشحال  |  37 دقیقه پیش
توسط   zaraaaaaaaazz  |  38 دقیقه پیش