خود مامانم منو به جون خودش قسم داد و من مجبور شدم دروغ بگم چون مسئله حیثیتی بود براش
من با آقایی قبلا جهت آشنایی ازدواج ارتباط داشتیم و فقط موقع دیدار بهم دست میداد کنم دست دادم و اصلا کار خاصی نکردیم واقعا هیچوقت
امروز مامانم قسمم داد که جون من رو قسم بخور که حتی یک انگشت هم بهت نزده من مجبور شدم قسم بخورم
اونم هم خدا هم قرآن هم جون خودشو🙁🙁😔
چون اگه راستشو میگفتم خییییلی بد برخورد میکرد
و یه جورایی این چیزا براشون مهمه خانوادم
برای خودم نه
حالا چه غلطی کنم خییییلی عذاب وجدان دارم سر این موضوع .توی عمل انجام شده قرار گرفتم وقتی این سوال رو پرسید😔😔