خدای خوبم از تو متشکرم که تنی سالم،ثروتی فراوان و آرامشی پایدار و دلنشین به من هدیه دادی...فقط برای زیبایی خودت موهایت را شانه نزن ، گاهی مویت را شانه کن فقط برای خود مو ؛ او می خواهد مرتب باشد اما زبان سخن ندارد ، تو بر خال خالش دست بکش دندانت را مسواک کن فقط برای خود دندان ، او می خواهد تمیز باشد اما نمی تواند بگوید ، تو به او برس . به داد مخلوقاتی برس و کمکشان کن که توان تشکر از تو را ندارند . به مورچه ها غذا بده ، برگ درختان را نوازش کن ، خاک طاقچه را پاک کن ، اگر به مخلوقی کمک کنی و او در ازای کمک تو جای دیگر برایت جبران کند ، با جهان بی حساب می شوی ، اما اگر بی زبانها را آراسته کنی ، جهان به تو بدهکار می شود و بدهی خود را مانند تصویرت در آینه به تو پس می دهد . اگر یک مشت گندم به جهان بدهی ، جهان هم با همان حرکت دست تو مانند تصویر در آینه ، یک مشت گندم به تو می دهد ، با این تفاوت که مشت جهان بزرگتر است .به لحظه ای فکر می کنم که بعد از هر بار اشک ریختن صورتم را با دستان خودم پاک می کنم خودم را مرتب می کنم و به زندگی ادامه می دهم به گذرا بودن همان لحظه فکر می کنم و گذرا بودن مابقی اتفاقات زندگی و گذشتن عمری که از شما چه پنهان به فردایش هیچ اعتباری نیست و در همان لحظه نفسی می کش هر اتفاقی که نیاز به بخشش من دارد می بخشم و می گذارم در گذشته ام برای همیشه بماند و ادامه لحظه های باقی را نوش جان می کنم
جالبیش اینجاست که قشنگ دارن میخرن مردماون روز بازار بودم کلی آدم تو طلا فروشی ها بودنبعد همه میان ای ...
میفروشن بیشتر
خدا رو مثل آدما فرض نکن. برای اون زمان مهم نیست. زمانش که شد، خودش خواسته ات رو بهت میده.زندگی من منشا تمام اتفاقای خوب دنیاست❤خدایا شکرت❤بعد ی سقط و یک سال اقدام بیبی چکم دوروز مونده ب ولادت پیامبرمون مثبت شد خدایا خودت مواظب تودلیم باش💚1402/9/7رفتمNT فندقم 12هفته و2 روزش بود و سالم،دکترم احتمال داد دختره ❤تودلیم ۱۴۰۳/۳/۱۴ساعت ۴به دنیا اومد 💛خدایا شکرت💜
بگذار سر به سینه من تا ک بشنوی آهنگ اشتیاق دلی دردمندرا شایدک بیش ازاین نپسندی به کارعشق آزاراین رمیده سر درکمندرا بگذار سر به سینه من تا بگویمت اندوه چیست عشق کدامست غم کجاست بگذارتابگویمت این مرغ خسته جان عمری است در هوای تو ازآشیان جداست دلتنگم آن چنان ک اگرببینمت به کام خواهم ک جاودانه بنالم به دامنت شایدک جاودانه بمانی کنارمن ای نازنین ک هیچ وفانیست با منت توآسمان آبی آرام وروشنی من چون کبوتری ک پرم درهوای تو یک شب ستاره های تورادانه چین کنم بااشک شرم خویش بریزم به پای توبگذارتا ببوسمت ای نوشخندصبح بگذارتا بنوشمت ای چشمه شراب بیمارخنده های توأم بیشتربخند خورشیدآرزوی منی گرمتربتاب جان منی جان منی جان من آن منی آن منی آن من شاه منی لایق سودای من قندمنی لایق دندان من قند منی نورمنی باش دراین چشم من چشم من و چشم حیوان من جان منی جاآآآن آR;M