2777
2789
چی دیدی

قبل از اذان صبح حس کردم که همزادم بغلم کرده و مادرم قرآن رو آورده بود و میگفت که بگو اشهد و ان لا اله الله وقتی اینو گفتم اون همزاد ازم جدا شد وقتی بغلم کرد حس بدی داشتم و یه نفر رو دیدم که باهام صحبت میکرد(صورتش مشخص نبود اما شبیه روح بود)بهم گفت من این همه کار برات انجام دادم مثال هم زد گفت میتونستم این کارا رو انجام ندم اما به خاطر کارای خوبی که خودت انجام داده بودی و دعاهای مادرت برات اونا رو انجام دادم گفت ناامید شدی ناشکری میکنی ولی یه فرصت دیگه بهت میدم اونم به خاطر دعاهای مادرت و کارای خوبی که خودت در حق بقیه انجام دادی دو تا دونه از تارهای ابرو رو برداشت و دو تا دونه دیگه جایگزینش کرد اولش از این حرکت ناراحت شدم ولی بهم گفت ببین ابروهات قشنگ تر و پرتر شد

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

قبل از اذان صبح حس کردم که همزادم بغلم کرده و مادرم قرآن رو آورده بود و میگفت که بگو اشهد و ان لا ال ...

رویای صادقه دیدی تعبیرش مشخصه دیگه همه چیزو بهت گفته طرف

سایه اش هم نمیموند هرگز پشت سرش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108