اول اینکه ازدواج کردم، بعد ما یه پولی گیرم اومد از جایی ،یه کم خرج مادرم کردم بقیه اشو خرج خودم ،مادرم نمیدونست پول دستم اومده،فکر میکرد شوهرم درآمدشو زیاد کرده ،اینم بگم شوهرم اعتیاد داشت ترک کرده الان
خلاصه فکر کرده همیشه همینقدر می خوایم خرج کنیم و کیف کنیم ،یه هفته اومد خونه ی من موند دید ریخت و پاش می کنیم و خرج و اینا ،حالش بد شد مریض شد رنگ به رخسار نداشت ،فرستادمش رفت بعدا خودش گفت اومدم خونه ی تو مریض شدم ،قضیه پولو گفتم کلا حالش خوب شد ،فهمیدم به شدت حسادت کرده حتی چند بار اورژانس اومده دیدمش
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
بعد خاله ی من که خواهرش میشه ،شوهرش اعتیاد شدید داره چند ساله خونه نیومده،بعد خاله ام به شدت لاغر و مریض شده پرونده از دکتر گرفته برده بهزیستی تحت پوشش قرار دادن رسیدگی کنن بهش،بعد این قضیه رو مادرم فهمیده دوباره به شدت اعصابش خرد شده ،امروز زنگ زدم از هرچی حرف میزدم بحث و عوض کنم فقط از خاله ام حرف میزد