یه چنتا گردبند و انگشتر بدل داشتم شبیه طلا امروز دیدم شوهرم برداشته بوده برده بود بیرون آورده خونه میخواست قایمکی بزاره سرجاش بهش کفتن چیکار داشتی گف عروسی زن همکارمه گفتم ب همکارت زنگ بزن ببینم خودشو زد ب هوچی گری و گرف منو زیر بار کتک
کاش بمیره من راحت بشن خسته شدم میگ تو کی باشی ک بهت توضیح بدم