مردخوبیه همیشه سعی میکنه در هر صورت من راضی باشم
من امسال دوتا پالتو گرفتمتو رنگای روشن…مادرشوهرم گفت یکی از اقوام حالش بده سن بالا هم هست تو کما هست شاید فوت کنه لباس اماده داشته باشین ازشهرستان مهمان میاد تمیز باشین…
من پول داشتم اما میخاستم برمزاویهفک و اینا بزنم دوس نداشتم خرجشکنم روم هم نمیشد ب شوهرم بگم چون تازه رفتهبودیم خرید کامل زمستونی
خلاصه گفتم حیف من که پالتو مشکی ندارم اول گفت هموناروبپوش بعد از ظهرش رفتیم بیرون و بهم گفتبرو پالتوی مشکی بخر برای خودت🥹شاید یه پالتو اونقدر ارزش مادی نداشته باشه اما همینکه با یبار گفتنم درکم کرد واقعاااا دوس دارم کاراشو
این فقط یه مثالش بود….همیشه ودر هر حال سعی میکنه من راضی باشم اما من اینطور ادمی نیستم خیلی ام فر میزنم
با تمام اینا دوست ندارملحضه ای از دستش بدم حسودیم میشه وقتی فکر کنم دیگه مال من نباشه
بارها به دردم خورده بارها پشتمبوده بارهااا خودشو ثابت کرد
اشتباهاتی هم داشته که شاید هر زنی ام جای من بود زندگی نمیکرد اما من موندم چون ادم زندگیم ارزش فرصت دوباره داشت….خدایا شکرت که قسمتم اینطور بود