امروز متوجه خیانت شوهرم شدم .نمیدونم چیکار کنم لازمه بدونید من یه پسر دوساله دارم وبخاطر اون هم که شده نمیخوام عجولانه تصمیم بگیرم کسی رو هم ندارم که بتونم این راز رو بهش بگم فقط شماییدکه سنگ صبورمید لطفا کمکم کنیدعاقلانهتصمیم بگیرم.
شوهرم میگه که فقط در حد اس ام اس بوده نه جیز دیگه ولی من باور نکردم اصلا مگه میشه باور کرد اینزور که فهمیدم الان نزدیک دوساله که بااین دختر ودر ارتباطه حتی اسم و فامیلشم بهم گفت فقط میگه ببخشمش و نزارم زندگیمون از هم بپاشه حال شما بهم بید چیکارکنم تو رو خدا کمکم کنید
شوهرم میگه که فقط در حد اس ام اس بوده نه جیز دیگه ولی من باور نکردم اصلا مگه میشه باور کرد این ...
دو ساللللللل،من بودم دیگه چون میخواستم زندگی کنم،کاری ب شوهرم نداشتم،پیداش میکردم زنه را اول از همه جرش میدادم بعدم ابروشا میبردم ک دیگه زیر پا مرد زن دار نشینه
دا م دق میکنم نمیتونم تو یه خ نه باهاش بمونم از ا نطرفبرام سخته برم خونه بابام بچمو چبکار کنم تورو خ ...
شما بزرگواری کن،با وجود بچه بخاطر بچت ی فرصت دیگه بهش بده ولی دختره را پیداش کن ی شکایتم براش تنظیم کن،کاری ب شوهرت نداشته باشیا فقط برو اونا بشونش سر جاش ک حساب کارم دست شوهرت بیاد
الان وسایلم جمع کردم که برم خونه بابام واقعا برام سخت بو د پیشش بمونم که شوهرم دو بار اومد گفت دست بردار نزار زندگیمون بخاطر هبچ ازهم بپاشه که من هی میگفتم نه نمیشه کمکم که تمام وسایلمو جمع کردم اومد گفت تورو خدا نرو به خدا من بهت خیانت نکردم گفتم پس همین الان بهش زنگ بزن من خرفهاتون رو بشنوم گفت بخدا تاحالا باهاش حرف نزدم نمیخوام باهاشش حرف بزنم گفتم باور نمی کنم گفت بخدا راست میگم من بهت خیانت نکردم اثلا بیا پرینت مکالم و پیامهامو برات میگیرم تا باورم کنی.من دیگه گفتم هیجی برام مهم نیست اگه بیشتر ازاین بمونم دیونه میسم نمیتونم وجودت رو تحمل کنم که شوهرم گفت باشه تو بمون من میرم کتش روپوشید که بره دستش رو کشیدم وگفتم کجا بخدا نمیزارن بری من میرم این بچه روهم میزارم همینکه دستش رو گرفته بودم زد زیر گریه گفت تو جرا باورن نمیکنی بخدا من کار نکردم بزار برم گفتم نه حالا بیا تو که گفت تو رو خداولم کن سکته میکنم بزار برم توحیاط