پسرم با یه دختره دوست شده ۴ ساله دختره ۲ یا ۳ ماه اوکی بود بعد یهو ورق برگشت تا ۴ سال بعد که بعدش شکه شدم تو این ۴ سال اولا من که مادر پسرم اصلا از دختره خوشم نمیومدآخه اصلا حرف نمیزد جواب سلام نمیداد کلا حال نداشت مثل نورسما تو شربت ذغال اخته از زیر به همه نگاه میکرد یه سره مریض بود و پسدم میبردش دکتر خانوادشم که نگم مادرش پسر منو میبرد سر تولد دخترش کلی لوازم آرایش لباس و..... اوف مارک میخرید پسرم درآمدی نداره همه پولارو از من و باباش میگرفت ۲ ماه اول ندادم بعد عاشق کارا و رفتارای دختره شدم تازه بعد ۴ سال کاشف به عمل اومده دختره برای من و پسر و شوهرم دعا گرفته حرومزاده به نظرتون چیکار کنم باهاش برم جرش بدم ؟؟؟؟
بهش گفتم:میگن وقتی توی زمستون باد گرم میوزه قراره برف بباره بعدش...یادمه چهار سال پیش که به تازگی باهم آشنا شده بودیم یه شبی باد گرم وزید...قبل از هر چیزی به این فکر کردم که اگه برف سنگین بباره،اگه برقا مثل هر سال قطع شه،اگه نتونم گوشیمو شارژ کنم چه جوری چند روز ازت بی خبر بمونم ؟اصلا چجوری زمانم باید بگذره؟امشب باد گرم میوزه...باز هم اول از هرچیزی یادم اومد اگه برف سنگین بباره و برقا قطع شه و شارژ گوشیم تموم شه ازت بی خبر میمونم...خدا کنه برف نباره یا اگه بارید زود آب شه...💙>>>>>>>بهم گفت: برف بارید میام میبرمت با خودم، کنار هم که هستیم هوا همیشه گرمه،من میدونم عشق من هوای سرد رو دوس نداره ....میریم تو همون کلبه با شیشه های رنگی همونی که وقتی آفتاب میزنه رنگای قرمز و زرد و سبز و آبی میفته روی صورت و تنت...درسته بیرون اون کلبه حتی وقتی آفتاب میزنه همه جا برفیه و هوا سرده اما ما کنار هم هیچوقت سردمون نمیشه...یادته اون شب بهم گفتی عشق هیجانیه و یه حسیه که زود از بین میره ولی دوست داشتن همیشه موندگاره ؟من هرروز و هر ثانیه دوست دارم دختر بهاری من..💙
مدام قهر میکرد ۳ جا رفتم ف ا ل قهوه گرفتم هر ۳ تاشون گفتن دختره با مرد متاهل دوسته چون اون بیشتر پول میده پسر تو رو ول میکرده هر وقت سرش خلوت میشده برمیگشته جور درمیادچون دقیقا همین کارو میکرد تنها بچمو له کرد تو این ۴ سال منم خر خر فقط از دختره حمایت کردم من میخواستم خونه براشون بخرم نصفشو بزنم به اسم دختره نصفش مال پسرم من چقد کور بودم 🫠
بهش گفتم:میگن وقتی توی زمستون باد گرم میوزه قراره برف بباره بعدش...یادمه چهار سال پیش که به تازگی باهم آشنا شده بودیم یه شبی باد گرم وزید...قبل از هر چیزی به این فکر کردم که اگه برف سنگین بباره،اگه برقا مثل هر سال قطع شه،اگه نتونم گوشیمو شارژ کنم چه جوری چند روز ازت بی خبر بمونم ؟اصلا چجوری زمانم باید بگذره؟امشب باد گرم میوزه...باز هم اول از هرچیزی یادم اومد اگه برف سنگین بباره و برقا قطع شه و شارژ گوشیم تموم شه ازت بی خبر میمونم...خدا کنه برف نباره یا اگه بارید زود آب شه...💙>>>>>>>بهم گفت: برف بارید میام میبرمت با خودم، کنار هم که هستیم هوا همیشه گرمه،من میدونم عشق من هوای سرد رو دوس نداره ....میریم تو همون کلبه با شیشه های رنگی همونی که وقتی آفتاب میزنه رنگای قرمز و زرد و سبز و آبی میفته روی صورت و تنت...درسته بیرون اون کلبه حتی وقتی آفتاب میزنه همه جا برفیه و هوا سرده اما ما کنار هم هیچوقت سردمون نمیشه...یادته اون شب بهم گفتی عشق هیجانیه و یه حسیه که زود از بین میره ولی دوست داشتن همیشه موندگاره ؟من هرروز و هر ثانیه دوست دارم دختر بهاری من..💙
یه روز که با پسرم دعواش شد به مامانش زنگ زدم اون تو حرفاش مدام از دعا نویس حرف زد یه لحظه شک کردم ولی رد شد تا پسرم اومد گفت مامان میری برام یه ف ال قهوه بگیری خیلی داغونم بعد اول اینترنتی گرفتم بعدش حضوری دو جا گرفتم چون خودمم باور ندارم ولی ۳ تاشون عین هم بود