خیلی حسودودورویه اصلا ظاهرشم نشون میده شوهرم بهم خیلی توجه میکرد تو پیام بهش گفته بود زیاد بهش رو نده😐بعد دیدم پیامشو.. یکبار جلو من عکسای دوستشو نشون شوهرم داد گفت نگا چقدر خوشگله😐من جلو شوهرم هیچی نگفتم
من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "
معلوم ک نه شما ن مدرک درست و حسابی داری ک خواهرشوهرت ، شوهرت پر میکنه ن پیام دادن ب اون قرار چیزی عوض کنه چه بسا خراب ترم میشه
راستش را بخواهید بسیار سنگ دل شده ام با من چنان کردن که سزاوار نبود که دشمنان چندین ساله نیز اینگونه زمینت نمیزنن مرا درون چاهی عمیق انداختند و موقعی که زخمی و پریشان بودم باز هم بر سرم سنگ ریختن ، مگر دستان من چقد بی نمک بود ؟!
خب پس چکار کنم شوهرم اصلا قطع ارتباط کرده باهام 😔نمیخام از دستش بدم
فعلن ک نمیتونی کاری کنی یکم فاصله بگیر ، شوهرت برمیگرده ولی سعی کن افسار زندگیتو دستت بگیری ک با حرف و این و اون راحت خراب نشه
راستش را بخواهید بسیار سنگ دل شده ام با من چنان کردن که سزاوار نبود که دشمنان چندین ساله نیز اینگونه زمینت نمیزنن مرا درون چاهی عمیق انداختند و موقعی که زخمی و پریشان بودم باز هم بر سرم سنگ ریختن ، مگر دستان من چقد بی نمک بود ؟!
درخاس طلاق داده هرچی باهاش حرف زدم فایده نداشت🥲🥲خداازدهنت بشنوه گلم برام دعا کن برگرده😔خداهرچی می ...
برمیگرده
راستش را بخواهید بسیار سنگ دل شده ام با من چنان کردن که سزاوار نبود که دشمنان چندین ساله نیز اینگونه زمینت نمیزنن مرا درون چاهی عمیق انداختند و موقعی که زخمی و پریشان بودم باز هم بر سرم سنگ ریختن ، مگر دستان من چقد بی نمک بود ؟!