2777
2789
عنوان

جدا خوابیدن همسر بعد از بچه دار شدن

314 بازدید | 12 پست

سلام دوستان 

دو ساله که بچه دار شدیم اوایلش چون سرد بود تو حال میخابیدم شوهرمم پیشمون ولی گاهی هم اتاق رو تخت میخابید ،هوا خوب شد تخت کنار مادر گرفتم ولی بعد یکسالی و چند ماهگیش دیگه رو تخت جا نشد چون میخام جا به جا هم بشم از این خونم به اتاق جدا عادتش ندادم و اونیکی اتاقم از اتاق خودمون دوره یعنی اگه گریم کنه اونجا من نمیشنوم ،از اون موقع منو دخترم تو حال میخابیم. اوایلش شوهرمم پیش ما بود ولی دیگه شبا که تو اتاق دراز میکشه حین گوشی بازی خوابش میبره ،و الان دیگه جدا میخابه .قبلا باهاش صحبت کردم قهر کردم گفتم خیلی ناراحت میشم که اصلا برات مهم نیست من پیشتم یا نه .ولی تاثیرش دو‌سه شب بوده ،بارداری هم من خیلی تهوع داشتم تو اتاق نمیخابیدم فقط جلو کولر تو حال خابم میبرد اونموقم چند بار پیشم خابید باز رفت اتاق ،امشبم که دو روزه باهاش قهرم اومده دراز کشیده تو حال که منم اینجا میخابم ،شوهرم کارش شیفیتیه دو روز خونس ی روز سرکار ولی تو هیچ کاری کمک نمیکنه نه بچه نه خونه اصلا انگار وجود نداره ،اینجوریه که بخاد پیش ما بخابه باید تشک و جا شم پهن کنم و جمع کنم که تشریف بیاره ،البته کمرشم درد میکنه گاهی .قبلا حتی نیاز به عمل بود ،دو سه شبم میخابه زمین بعد میگه من کمرم درد میکنه شما بیاید رو‌ تخت در صورتی که جا نمیشیم دخترم خیلی قل میخوره و بد خابه،پیشنهاد دادم کنار تخت برا دختر جا درست کنیم ولی نه همکاری کرد نه استقبال چون برای رهن گذاشتیم و ظاهر خونه بد میشه البته فکر کنم نمیخاد به خودش زحمت بده 

خلاصه که اینارو میبینم دیگه خودمم نمیخام بهش بگم بیا پیش ما .چند بار باید بگم ؟باید التماس کنم و فرش قرمز بندازم که توروخدا بیا ،دیگه نمیخام اهمیت بدم بهش اصلا والا تنها بچه بزرگ میکنم صد بار از خاب پامیشیم اقا تکون نمیخوره از جاش حالا هم فکر اینو بکنم که حتما بیا .خودش شعور اینو نداره که اونم مجبوره اونم دوست داره رو تخت خودش بخابه ،خیلی ناراحتم از اینکه چرا ذره ای تلاش نمیکنن چیزی و درست کنن چرا زنا همش باید به فکر چاره باشن .نمیدونم چیکار کنم .بزارمش کنار و بی اهمیت باشم یا باز حرف بزنم .گرچه که اصلا دلم نمیخاد بهش بگم بیاد .امشب خودم گفتم نمیخاد اینجا بخابی هر شب که رو‌تختی برو همونجا بخاب مارو‌ اذیت نکن اخه اومده بود توقع داشت فرش قرمز بندازم تشکرم کنم ازش ،دیگه خودمم دلم نمیخاد،از لحاظ اعتماد و گوشی و اینا اوکیه رابطه هم گاهی هفته ای ی بار گاهی دوبار .ولی اینکه انقدر راحت خودشو‌ کنار میکشه اذیتم میکنه 

وای چقدر حرف زدم .خیلی وقت بود تو دلم بود به یکی بگم 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

دخترت رو تو پذیرایی بخوابون خودت برو رو تختت بخواب

ای یار بکِش دستم                                                              آنجا که تو آنجایی...                                                           مولانای جان

من از خدامهههههع جدا بخابم راحت تو ارامش 

یه زمانی عشق رو‌از ته دل باور داشتم ولی الان اگه خودشو‌جلوم‌ بکشه بگه خیلی دوست دارم نمیگم منم باور ندارم دوس داشتندهیچکسو تو زندگیم تو‌هم باور نکن حتی اگه گریه کرد و گف بدونت نمیتونم باور نکن دوست داره فقط بهت نیاز داره همین

ببین گلم من الان بچم یک سال و ۷ ماهشه شوهرم تا یکسالگی دقیقا پیش ما خابید ولی بچم شیر خودم رو می‌خورد و خوب کمکی ازش بر نمیومد خیال تخت  میخابید بعد بچم عادت کرده بود صبح اللطلوع ۶ صبح میدید شوهرم تو اتاق بیدار میشد ولی شوهرم نباشه تو اتاق راحت تا یک ظهر همه میخابیم من خودم بچم ۱۱ خابید تا نیم ساعت پیش قلیون کشیدیم فیلم دیدیم رفتم تو اتاق یکم میش شوهرم الان اومدم کنار بچم اصلا ناراحتی نداره

عزیزم همه رو‌خوندم شوهرم منم بیخیالو گشاده مدلشون اینه عقلشون نمیرسه ظاهر هیچی بدنمیشه بدبشه بهتره تا مغزت بهم بریزه شما برید پیشش بخوابید یا اون‌بیاد پیش شما شوهرم منم اینجوریه تشک تو خونه قبلی اتاق پهن میکردم حتما رو مبل خوابش میبرد نصف شب خودش میومد پیشم یه مدتم هوا گرم بود تشکارو بغل مبل تو هال مینداختم زود میومد میخوابید کلا تنبلن جون بعضی کاراو ندارن مغزشون درگیره

عزیزم همه رو‌خوندم شوهرم منم بیخیالو گشاده مدلشون اینه عقلشون نمیرسه ظاهر هیچی بدنمیشه بدبشه بهتره ت ...

نمیدونم والا انگاری رابطه مون گرم نیست و انگار من همش باید بگم که بیا گرم تر باشیم .تو کارای خونه و بچه داری هم کمکی نمیکنه و در واقع انگار بود و نبودش فرقی نداره ،

نمیدونم والا انگاری رابطه مون گرم نیست و انگار من همش باید بگم که بیا گرم تر باشیم .تو کارای خونه و ...

نه بعضیا مدلشون ابنه شغلشم نمبدونم شاید درگیره مغزش درگیره الان همه اینجورین همه حالتای خفیفی از افسردگی دارن شوهرمم تا بهش نگی‌ عقلش نمیرسه کمک کنه چیزی فقط خودت باهاش گرمو صمیمی باش کاری کن اونم واکنش نشون بده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792