📍📚 شعر پسر اینستاگرامی راجع کنکور 📚📍
● رفیقم داشت دکانی و من کنکور میدادم
● به امثال خودم هی اشتیاق و شور میدادم
● حسن هی پول پارو میکرد ،من هی پول میدادم
● سونا میرفت با ماساژو،من بخور میدادم
● حسن هر عید لندن بود و من از فقر اسمم را فقط
به کاروان راهیان نور میدانم
● فراری گشت از خدمت ،به او خدمت فروشی شد
● و من سربازگشتم و پست های واقعا ناجور میدادم
● حسن در پارتی با داف ودوف و زهرماری خورد
● و من در خدمت به ممد قیمه و کافور میدادم
● حسن با حقه بازی مالیاتش را دودر میکرد
● و من اندازه یک تاجر مشهور میدادم
● آنجا منزوی گشتم گمان کردم دانایم
● ولی الان میفهمم به خر هم من سور میدادم
● اگر میشد برگردم به آن سیستم که درسم داد
● به طور قطع فحش واقعا ناجور میدادم
● نتیجه روح آدم تشنه پول است و من یک عمر
● به حلق تشنه ام هی آب شور میدادم ••••••••••••