از اینهمه صبر کردن از اینهمه زجر کشیدن از این همه قضاوت کردن خستم خیلی خستم من دختر بدی نبودمو نیستم فقط عاشق شدم فقط همدیگرو دوست داریم اخه چرا نباید به هم برسیم از زندگیم جوری خستم که اگر الان یه قرص برنج بهم بدن میخورم یه آبم روش دیگه نمیتونم :)الان باید برم مدرسه دانش آموزام چه گناهی کردن اخه تمام غم و غصمو میزارم دم در میرم داخل چند روزه اینقدر از لحاظ روحی به مشکل خوردم که هرچی سعی میکنم بخندم مسخره بازی در بیارم میان میگن خانم چرا حالت خوب نیست چرا میری تو فکر کاش میشد بغلشون کنم گریه کنم فقط 💔دلم خیلی شکسته
فدات بشم اگه همو دوست دارین و ارزشو داره تحمل کن اگه نه بیخیال شو چند سالته ؟ و چند سالشه
نشی که حیفی❤️باورت نمیشه اینقدر همدیگرو دوست داریم که حد نداره خانواده من مخالفه خانواده اون کاملا موافقن منو خیلی دوست دارن به همین خاطر هم چندین بار اومدن خواستگاری خانواده من دلیل منطقی ندارن چون به بزرگتر هم گفتم صحبت کردن با خانوادم میگن دلیلشون الکیه فقط میخوان تو رو بدن به یکی که خودشون میخوان سه ساله تمام سختی هایی که بود و نبودو کشیدیم الانم قراره برای اخرین بار بیان اگر نشد تمام بشه من نمیتونم اونم نمیتونه من۲۳اون ۲۵
نشی که حیفی❤️باورت نمیشه اینقدر همدیگرو دوست داریم که حد نداره خانواده من مخالفه خانواده اون کاملا م ...
اگه با خانوادت راحتی بی رو دروایسی بهشون بگو اگه خوشبختی منو میخاین من حس میکنم با این آقا خوشبخت میشم شما بزارید من ازدواج کنم باهاش هر چی شد پای خودمونه یکم تحمل کنید کار حل میشه بله رو ک بگیرین دیگه تمومه فردا با بچه هاتون سر گرم میشن اصلا یادشون میره چی بوده 🥰