2777
2789
عنوان

کات کردیم

83 بازدید | 12 پست

من نخاستم برم اون کات کرد  چون گفتم بیاخاستگاری  اخه 29سالمه دیگ  وقت ندارم سه  روزه تنهام گزاشته بعددوسال  بهش گفتم بیا گفت  اگ بهتر ازمن دیدی برو  خوشبختیت مهم تره   مجبور نیستی پاسوز من بشی    هرشب میگفت عاشقتم نفهمیدم الان منظورش چیه

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

یعنی نمیخامت بیخیال شو‌ خلاص 

منم کات کردم الان چند روزه ی احساس سبکی میکنم ک نگو ما یک سال باهم بودیم تو این یک سال هزار بار کات کردیم برگشتیم من هر کاری ک میتونستم کردم خودمو بارها و بارها کوچیک کردم خودمو داغون کردم ۱۰ کیلو لاغر شدم از فکرو خیال تهش فهمیدم این ادم ب درد من نمیخوره ماهیو هروقت از اب بگیری تازس خودتو راحت کن مردی ک تورو بخاد تلاش میکنه کسیم ک نخاد هیچ تلاشی نمیکنع

همینوگفتم  تااخرین لحظه کاتم خوب بودیم دعوایی هم نکردیم  فک کرده من خاستگار  دارم گفت زندگیتو بخاطرمن خراب نکن  همونجا دلم شکست فق   گفتم باشه اگ راضی من ازدواج کنم میرم   بعدشم گفت دوست دارم بدون تونمی تونم. دگ جواب ندادم شده سه روز  

دنبال بهونه بود که پیدا کرد خاک برسر همشون همینن ناراحت نکن خودتو ولی نباید دو سالتو میزاشتی پاشلیاق ...

 الان ولش کردم دیگ  فازشو نمیدونم قبلش همش میگف میترسم ازدستت بدم گریه میکرد   بااین کاری کرد بی حس شدم سه روزه  انگار هیچی نشده شوکم

یعنی نمیخامت بیخیال شو‌ خلاص منم کات کردم الان چند روزه ی احساس سبکی میکنم ک نگو ما یک سال باهم بودی ...

ایشالا خوب میشی گلم  ارزش،نداره  منم بی خیال شدم  فک کرد اویزون میشم   ولی قبلش میگف بیا میخام باخواهرم اشنات کنم هرشب گریه میشد اگ ی دقیقه دیر ج میدادم اینقد وابسته   گفتم من کاری ندارم ب خواهرت  باید بیایی خاستگاری   گفت اینجوری ک نمیشه  بعد دوساال هنوز  خواهرم برادرم میکرد   گفتم مگ خدت بزرگ نشدی   دیگ اخرش خسته شدم وبی خیال 

ایشالا خوب میشی گلم ارزش،نداره منم بی خیال شدم فک کرد اویزون میشم ولی قبلش میگف بیا میخام باخوا ...

خب اینجوری که نمیشه پس چجوری میشه؟ اصلا باشه بیا خواهرتو ببینم ولی تاکی؟ اخرش باید والدینت بفهمن

خب اینجوری که نمیشه پس چجوری میشه؟ اصلا باشه بیا خواهرتو ببینم ولی تاکی؟ اخرش باید والدینت بفهمن

گفتم بیایین خاستگاری  توخونه منو ببینن  حوصله اینک خواهر برادر تایید کنن نداشتم   گفتم اگ اینجوریه کی باید خودتو تایید کنه  فک کردی مامان بابام ب راحتی منو میدن ب تو من بخاطرتو دعوا کردم  اینجوری گفتم بهش   ی ادم فازی بود فکرکنم   الان چطور دوسالو یادم بره   اصلا حوصله اشک وزاری نداشتم 

ایشالا خوب میشی گلم ارزش،نداره منم بی خیال شدم فک کرد اویزون میشم ولی قبلش میگف بیا میخام باخوا ...

الان خوب خوبم حتی ی زره ناراحت نیستم من تا جایی ک توان داشتم تلاش کردم بدش بیخیال شدم تلاش یک طرفه ب هیچ جا نمیرسه

من تنهام دیگ

تنها نیستی اتفاقا ادم تو ی رابطه سمی تنها تر میشه از فکر و خیال و وابستگی بی جا و ابنم بدون تو برا خودت ارزش قاعل نباشی هیچکس برات ارزش قاعل نیس پسری ک ترو نمیخاد خب بره ب درک مطمعن باش ی بهترش پیدا میشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز