پسرم تازع دوسالش شد سه هفتس از شیر گرفتم شبا با گریع بیدار میشه بعرش شروع به دستو پا زدن میکنه و گریه جیغ داد نکرانم اوتیسم نباشه خدای نکرده البته اسم خودشو میدونه روگوشی باباش عکسش هس ببینه اسم خودشو میگع خاله عمو دایی شو میشتاسه میریم پارک میترسه از سرسره اینا الانم چن شبه مریص بود بیدار شد جیق میکشه دو سه شب پیش بیمارستان بودیم گیر داد بریم میگه مثلا قران میخونم براش تکرار کن میگم تکرار میکنه. یا پیش باباش میره گوشیو میده میگه کارتون فلان بزار پیش دکترش میریم تا ببیته گریه میکنه چون میدونه امپول میزنه خالع هاشو بچه خاله هاشو میشناسع درکل یکم عصبیه تازکیام جیق داد میکشه دیشب پیش پدر بزرگش بودیم میشناسع فقط شبا بیدار میشه جیق داد میزنه میگه بریم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
،قلمت بشکند تاریخ اگر ننویسی🥀.هرکس آن شب،به سری نشانه رفت...باشد که تاابد مهرداغ جلادی به پیشانیش🖤بترسد هر لحظه از مرگ خویش و هم کلامی با خدا...که جان بی گناه گرفته و آه مظلومی پشت سرش🖤