پسرم تازع دوسالش شد سه هفتس از شیر گرفتم شبا با گریع بیدار میشه بعرش شروع به دستو پا زدن میکنه و گریه جیغ داد نکرانم اوتیسم نباشه خدای نکرده البته اسم خودشو میدونه روگوشی باباش عکسش هس ببینه اسم خودشو میگع خاله عمو دایی شو میشتاسه میریم پارک میترسه از سرسره اینا الانم چن شبه مریص بود بیدار شد جیق میکشه دو سه شب پیش بیمارستان بودیم گیر داد بریم میگه مثلا قران میخونم براش تکرار کن میگم تکرار میکنه. یا پیش باباش میره گوشیو میده میگه کارتون فلان بزار پیش دکترش میریم تا ببیته گریه میکنه چون میدونه امپول میزنه خالع هاشو بچه خاله هاشو میشناسع درکل یکم عصبیه تازکیام جیق داد میکشه دیشب پیش پدر بزرگش بودیم میشناسع فقط شبا بیدار میشه جیق داد میزنه میگه بریم