من نزدیکی که دیگه درسم تموم بشه
قبل از اینکه وارد این رشته بشم واسش برنامه داشتم
با بلندپروازی ذهنی وارد این رشته شدم شرکت ثبت دادم سایتشو زدم تا مرحله تیم سازی پیش رفتم اما چون حامی مالی نداشتم باعث شد که از مسیری که در اون بودم دور شم بعد رفتم دنبال اینکه یه جا کار کنم پولی دستم بیاد دفتری اجاره کنم دیگه انگار از اون هدف بیزینس زدنم دور شدم ون اصلاً دیگه وقتی نمیموند که بخوام روی بیزینس خودم کار کنم بعدشم دیگه دوباره ثبت نام کردن زیاد و تقریباً همشونو سطحی یاد گرفتم عمیق نشدم از اون طرف دیگه حالا بحث مدرکه معتبر گرفتن مهارتی و و یه چند تا کار پژوهشی الان که نزدیک فارغ التحصیلیمه بسیار زیاد استرس آینده رو دارم
اینکه خواستگار ندارم قبلاً همون ال اول دانشگاه و قبلترش خواستگار داشتم ولی بعدش دیگه اصلاً
این ازدواج نکردن از یک طرف به استرس میده چون میبینم اطرافم کلی دختر مجرد هست که سنشون بالا رفته ولی شانس ازدواج خوب را از دست دادن و دختر کم سن اونا با پسرای همسن اون دختری که مجرد موندن ازدواج کردن
یه ترس عظیم دیگه ه که فکر میکنم چون رشتم مدام داره آپدیت میشه هیچی از رشتهام نمیدونم از طرفی هوش مصنوعی داره جای برنامه نویسیو میگیره در نتیجه نامه نویسی یاد گرفتن من فایدهای فکر میکنم نداره
موضوع بعدی مسئله شغلیم هست همش که نمیتونم با سازمانهای خصوصی کار کنم احتمال اینکه تعدیل بشی هست هر وقت کارفرما پیام میده این استرس دارم که نکنه بخواد تعدیل انجام بده از طرف دیگه اد اونقدر برای کسب و کار خودم حمایت ندارم و اون حوزهای که اولش میخواستم واردش بشم اشباع شده یه مسئله دیگه میخوام ورود کنم که اونم نیاز به یه آدم با تجربه کنارم دارم که نمیتونم پیداش کنم
مسئله بعدی اینه که نمیدونم برم استخدام شم وباره روحیاتم با استخدام شدن یه سازمان کار دولتی نمیخونه از کاغذ بازی و اینا بدم میاد
یه حال مزخرفی دارم