2777
2789
عنوان

دلم شکسته ازش

471 بازدید | 16 پست

یچیز فرا تر از دل شکستن

مامانمو میگم از همیشه خودشو رئیس همه میدید 

من رفتم انسانی چون اون دوست داشت

رفتم خیاطی چون اون دوست داشت

هر لباسی پوشیدم باید اون دوست میداشت

عاشق هنرستان بودم نزاشت

عاشق شیرینی پزی بودم نزاشت

الان کیک پختم گذاشتم تو فر درش اورد انداختش زیر اب

دلم میخواد اول اونو خفه کنم بعد خودمو

میو میو

https://www.ninisite.com/discussion/topic/17325733/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B9%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%85لطفا گزارش برنید

یک سلامی هم  عرض کنم خدمت   اون فضولی که پروفایلمو  چک میکنه   سلام   چطوری فضول!!!!!!  تمام دنیام  پسرم  

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

عجبااا،حالا اینا ب کنار

چرا کیکتو زیر اب گرفت؟😐😐💔

خب چجوری بگم، پوسته‌‌ی بيرونيم يه دختر قويه كه به كسی نياز نداره و خيلی خوشحاله؛ ولی درون خودم، یه دخترِ كوچولو با چشمای اشكی نشسته و منتظر يكی بياد ازش بپرسه چته.

دعا کنید زودتر عروسی کنم برم خونه ی خودمبخدا نمیکشمتنها چیزی که بخاطرش ادامه میدم نامزدمه

ببین باتمام وجودم درکت میکنم...منم همش تنم میلرزید از دسش..خیلی ظلم بود..اون آخرا دیگه به مامانم میگفت چرا غذا میپزی حتما برا نامزد اون میپزی بیاد بخوره‌..جرعت نداشتم بهش بگم بیاد خونمون..کتکمم میزد...بابامم ی معتاد بیخیال بود که براش مهم نبود این چیکارم میکنه..حالم بدمیشه به اونروزا فکر میکنم...ولی اینو یادت نره،هیییچوقت کارای مادرتو به نامزدت نگو..برو سری کاری کارکن سریع برید سرخونتون

مامانم منم اینه🫠

فک کن میگه تو هیچی بلد نیستی

چن وقت پیش خونه خالم بودیم ی عالمه مهمون بود خالم گفت میشه چایی بریزی یهو با صدای بلند میگه ولش کن اینو هیچی بلد نیست گند میزنه😐ی چاییه دیگه

در حالی که تو خونه همش مشعولم

ببین باتمام وجودم درکت میکنم...منم همش تنم میلرزید از دسش..خیلی ظلم بود..اون آخرا دیگه به مامانم میگ ...

دقیقا نمیگم

الان خیلی ناراحت بودم رفتم همشو بهش گفتم

باز پشیمون شدم همه پیامامو حذف کردم

میو میو

مامانم منم اینه🫠فک کن میگه تو هیچی بلد نیستیچن وقت پیش خونه خالم بودیم ی عالمه مهمون بود خالم گفت م ...

دقیقا

معتقده من خودم خنگم که تو‌کنکور چیزی نیاوردم در حالی که من هرسال طبق ازمون ها مشخص میشد بالاترین ضریب هوشی رو داشتم 

معتقده من بی هنر و بی انگیزم ولی هرکز حمایتی نبود که بخوام هنرمو ادامه بدم

میو میو

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108