کاملا میفهمم چی میگی عزیززززم
اما حسم درگیرش شده...نمیدونم چرا اینجوری شدم
اینم بگم ..مثلا تلاش نمیکنه بیاد منو فالو کنه و اینا
بدتر هم اینه پسر دایی و پسر خالم اینا...همه باهاش رفیقن و میدونن دوست دختر دارع...بیاد جلو بیاد به اونام باید جواب پس بده
اما امان از وقتی میبینمش..رفتاراش جوریه شکی برام نذاشتع حسی هست این وسط...مامانمم فهمیده بود حتی بهم گفت این پسر وقتی تو رو میبینه یه حالی میشه....
من کلا درگیرش نبودم...خودش جوری توجه میداد بهم که الان حسم درگیره
نه بعید میدونم خواستگاری بیاد و این حرفا
میگن قصدش با دختره جدیه
هر چند من واقعا هنگم چطور یه پسر قصدش جدیه میاد اینجوری به دختر دیگه ای نخ و چراغ سبز میده اخه
عزیزم شما داستان اشناییتون چطور بود؟
از رفتارش چیزی فهمیدی که علاقه منده بهت قبل اینکه جلو بیاد؟