خانواده ی همسر من بزور میخوام صمیمی بشم ،همش به من میگن به ما زنگ بزن
وقتی میان خونم انگار خونه خودشونه اصلا منو آدم حساب نمیکنن
من از این رفتار بدممیاد
اگر یبار بهشون زنگ بزنم هرروز زنگمیزنم آمار بگیرم
دخترشون تو ساختمون ماست
توقع دارن همش باهم رفت و آمد کنیم همه جا با اونا بریم
خواهرش خیلی فوضوله خیلی اذیت میکنه دوست داره من افشار زندگیم رو بدم دستش
حالا که اینطوری نشدم از من بدشون میاد خیلی
خیلی بی احترامی میکنن بهم