از طرفی میگم بزار خوبی کنم فردا پیش وجدانم نگم نکنه من ازون بیشتر بدی کردم
شوهرمم نگه تو به خانواده من بد کردی
بعد میگم مگه من خوبی نمیکردم
مگه همون موقع نگفتن فضولی
مگه نگفتن از فلانی بدمون میاد
خب برای چی برم
نمیدونم چیکار کنم ناراحتم
اینا بمن خوبی نکردن ولی هم انتظار دارن هم به شوهرم عذاب وجدان میدن