توی ی مکان نبودن و توی یک خونه بودن بعدم اون زنه با مامور رفته جلوی در خونه چون خبر داشته از رابطه شوهرش وپیگیر بوده ک با مامور بره ک بتونه تمام حق و حفوقش بگیره وتونسته تمام راحت طلاقشو بگیره و خونه و تمام دارایشو از چنگ شوهرش در بیاره بر عکس رفیق من
دقیقا مامور ک در نمیشکونه در میزنه و در باز میکنن و دیدن دوتاتوی خونه هستن و ثبت کرده و هر چیزی هم بوده اون لحظه خودشون جمع کردن
ولی دیگه چی میتونه باشه بین دوتا ادم متاهل توی یک خونه و تک و تنها نمیرن ک چایی باهم بخورن
پس نگو اعدام! یا اینکه بگی هر چی شنیدی باور نکن!! چیزی بوده بر اساس واقعیت
منظور من از توافق اینه ک دختر حاضر شده بخش زیادی از مهریه ش بگیره چون پسره اموال بنامش بوده و اینم بخش کوچکی بخشیده و لی تمام کمال گرفته چون اینجوریر نفعش بوده وگرنه قسطی میشد اینم درصدی بخشیده ک نقد بگیره