2777
2789
عنوان

مرگ تدریجی

398 بازدید | 19 پست

به نقطه ای رسیدم که دیگه دوست ندارم رابطه م باشوهرم خوب ودرست بشه 

فقطدلممیخواد یک دقیقه کنارم نبینمش 

صداشم نشنوم رد و نشونی هم ازش نباشه

ولی زهی خیال باطل  😞

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چرا عزیزم کاری کرده که باعث شده اینجوری بشی از کی اینجوری شدی گلکم


من از اولم نمیخواستم اجی 

بزور شوهرم دادن بچه سال بودم

اینم افسردگی شدید داشت و خسیس و بداخلاق و شکاک 

یه نصیحت خواهرانه بکنم بهت ؟


حس میکنم بیشتر حال دل خودت خوب نیس

 حتی اگه عاملش شوهرت باشه 

زیاد روح و ذهنتو درگیر نکن 

از امروز شروع کن زیبایی های دنیا رو ببینی و هرچیزی که حالتو خوب میکنه به زور هم باشه انجام بدی 

حال دل خودت خوب باشه انرژی بیشتری برای بهتر کردن زندگیت بوجود میاد🌱

من از اولم نمیخواستم اجی بزور شوهرم دادن بچه سال بودماینم افسردگی شدید داشت و خسیس و بداخلاق و شکاک

چند سالته 

چند ساله ازدواج کردین؟

هنوزم همونجوریه شوهرت 

برین پیش مشاور

اون نمیره خودت برو 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792