ی فامیل داریم دخترش پرستار عاشق همکارش شده اون پسره همه رو فرستاده تا قبول کنه مادرش ولی مخالف بوده دیگه بقیه فامیل گفتن دخترت عاشق شده شاید خودکشی کنه قبول کن قبول کرده ولی میگه پسر زشته چرا باید دختر منو بگیره یا میخواسته ی ادم پولدار تر بگیرش انگار رفته چندماه پیش بیمارستان دادو بیداد که پاتو از زندگی دختر من بکش بیرون الانم که راضی شده با دخترش حرف نمیزنه نمیفهمم چشه اینطور میکنه