من هشت ساله ازدواج کردم ، خانواده شوهرم تا الان یه سوت طلا برا من نخریدن با اینکه انتخاب خانواده شوهرم بودم و کلا از نظر فرهنگی و خانوادگی و مالی یه سر و گردن ازشون بالاتریم اما اصلا توقعی نداشتم تا الان ، ناگفته نماند شوهرم مرد خوبیه و جبران همه چیز را می کنه و خانوادم هم به خاطر شوهرم به خانوادش احترام می زارند، مثلا ما برای مهمونی پاگشا خانواده من چند نوع غذا و انواع دسر و پذیرایی مفصل اما اونا تو حیاط خونشون جوجه به سیخ زدند با برنج ساده و ماست، حالا به تازگی خواهر شوهرم ازدواج کرده داماد از یه خانواده خیلی خیلی سطح پایین تو پایین شهر زندگی می کنند و وضعیت خونه و زندگیشون داغونه ما را که برای پاگشا خواهرشوهرم دعوت کردند واقعا من تعجب کردم یه مدل غذا و بدون کادو ، اینقدر زندگیشون قدیمی و خراب و کثیف بود که نگو
اصلا قابل مقایسه با خانواده من نبودن
اما نکته این جاست که شب عقد داماد اومد خونه مادرشوهر ما را هم مادرشوهرم دعوت کرد وقتی رفتیم برا خودمون قرمه سبزی پخته بود بعد خواهر شوهر و داماد رفتند تو اتاق پدر شوهرم رفت فقط برا اون دو تا کباب و جوجه گرفت و ما قرمه خوردیم، دوباره چند روز پیش مادربزرگ شوهرم دعوتشون کرده بود مادرشوهرم از چند روز قبلش رفته بود خونه مادرشو تمیز کرده بود بود و کلی ظرف و فرش و رو مبلی ، حتی میز عسلی از خونشون برده بود اونجا که حالا داماد میاد اونجا، اما برا من یادمه وقتی با فامیل کادو پشت عقد براشون بردیم تو خونه خودشون زحمت نداده بودن رخت خوابشون را ببرند بزارند تو اتاق جمع کرده بودند کنار سالن ، خونه نامرتب میوه پلاسیده که هنوز فامیل در موردش حرف می زنند
به نظرتون چرا اینجوریه
من که هنگم