سلام من قبلا هم بودم اینجا ولی تعلیق شدم
حالا اومدم چیزیو بیان کنم ک دیگه نمیتونم با دوستام درموردش بگم حرفاشون تکراریه برام
من با رفیق صمیمیم کات کردم و ذهنم قانع شد ک دیگه برنمیگرده و حکمتی داشته ولی چیزی ک اذیتم میکنه ذهن ناخواداگاه و باور قلبمه ک هنوزم فکر میکنم میاد زنگ میزنه هر روز ک میگذره دارم با مغز و قلبم دست و پا میزنم ولی باور شده برام ک میاد خوابشو دیدم الان دارم دیونه میشم فقط خوابمم برگشتنش بود همون چیزی ک میخواستم حیف فقط خواب بود بنظرتون باورم واقعیت میشه؟