2777
2789
منم تو ۱۲ سالگی انگار بمبی بودم که یهو ترکیدم وسواس شدید اومد سراغم خیلی‌ خشمگین و خشن شده بودم جیغ ...

وآسه منم خانوادم میگفتن از استرسه میبردن دکتر یه سرم و آمپول و حدافظ 


خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

هر روز دارم براش تلاش می‌کنم هر روز

الهی بمیرم برات منم وسواس دارم و داشتم میدونم چ درد بدیه نه میتونی با کسی کنار بیای نه کسی با این اخلاقت باهات کنار میاد 💔 


به بعضیام باید گفت حرفاتون که هیچ لااقل یکم شبیه دروغاتون باشین:/
وآسه منم خانوادم میگفتن از استرسه میبردن دکتر یه سرم و آمپول و حدافظ

خوب میشی استارتر 

فقط با تمام وجودت مطمئن باش که خوب میشی 

به این فکر کن که این همه آدم خوب شدن و تو هم میشی ❤️

این کاربری دومم هست/ اسم طب سنتی و طب اسلامی رو تو تاپیک های من نیارین لطفاً 🙏🏻

میشه دوباره تایپ کنید؟

بچه من ۷ سالشه ، همیشه اتفاقات روز مره رو بد تصور میکنه 

یا مثلا موقع خواب من بهش میگفتم خوابهای خوب ببینی 

اگه الان نگم میگه بگو خواب های خوب ببینی، اصرار میکنه میگم مگه ذهن تو دست منه ، من همینجوری قبلا میگفتم ، 

یا یکبار گفت بسم الله قبل خوابیدن ، منم گفتم افرین همه کارها تو با بسم الله شروع کن 

الان قبل خواب بسم الله میگه منتطره من حتما بگم افرین 

وگرنه اصرررار میکنه بگو افرین بگو افرین 

کلا برا همه چی گیر میده از نوزادی بد قلق و غر غرو بود


لطفا برای حاجتم یک صلوات بفرستین شما هم ان شالله به ارزو هاتون برسین،😊
این همه تایپ کردم ، چرا جوابمو ندادی

عزیزم من درخصوص کودک اطلاعات زیادی ندارم من کارم تواسببهای اجتماعی ومشاور ۱۲۳ هستم 

اما سخت نگیرید بیشترتشویق وتحسینش کنید به تناسب سنش بهش مسئولیت بدین وبعد تشویقش کنید چه توجمع چه وقتی خودتون هستید تا اعتماد به نفسش بالا بره 


علی عرفان اسم خودم نیست ومن خانمم🥶

خب در مرحله اول باید بری روانشناس اگر جواب نگرفتی خود روانشناس ارجاعت میده به روانپزشک برای دارودرما ...

عزیزم شما هم یهو افکار ترس از دست دادن اومد سراغت؟

البته من قبلاً ها حالت وسواسی درس می‌خواندم مثلاً دوران تحصیل تا به چیز کامل یادنگیرم ولی نمی‌کردم...هیچ موقع هیچ امتحانی دوره دوم نداشتم 🥲 همیشه هم نمرات ۱۹,۲۰ بود...مورد تشویق و تمجید بودم.

بعداً تو کنکور شکست خوردم به خاطر کمال گرایی...بعدش تو پرستاری نشد خودم تطبیق بدم...بعداً دچار اعمال وسواسی شدم ،هزار بار دارو بیماران چک میکردم...خب کارم کاملا بدون نقص بود...

البته ۶ سالگی یهو تو تصادف بابام از دست دادم.

این اواخر محیط کارم آنقدر در تنش بود فراموشی گرفتم و از اسفند کار ول کردم....همش دچار خود خوری شدم...

و از شهریور امسال یهو کاملا یهو افکار ترس از دست دادن اومد سراغم...میشه تاپیک غریب تر از ما هست رو بخونی🙏

میشه برا حاجتم که در مورد مامانم هست ی صلوات بفرستید؟♥️اَللّٰهُمَّ عَجِّل لِوَلیَّکَ الفَرَج اَدرِکنی یامَهدی علیه السلام

هر چیزی تصادف، غم از دست دادن عزیز که در نهایت هم انفاق افتاد برام ترس از آینده ترس از پیر شدن ترس ا ...

شما فقط ترس از دست دادن یک نفر رو داشتید؟

من قبلاً نداشتم ،تو کامنت بالا توضیح دادم...الان دارو مصرف میکنم و عمر طولانی و مرگ همزمان می‌خوام.

برام دعا کن 

میشه برا حاجتم که در مورد مامانم هست ی صلوات بفرستید؟♥️اَللّٰهُمَّ عَجِّل لِوَلیَّکَ الفَرَج اَدرِکنی یامَهدی علیه السلام

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز