2777
2789
عنوان

داستان عشق ما

65 بازدید | 4 پست

تو تاپیک قبلی گفته بودم جریانه اینکه به سه نفر فوقالعاده کشش دارم

اصلا نمیتونم نگاش نکنم

وقتی هست تو یه محیطی کلا فقط حواسم ب اونه و تو حاله خودم نیستم

همش نگرانم یکی نگاهامو بفهمه

خودمم میشناسم خیلی بی پروا و آزادم

یهو ی کاری میکنم پشیمون میشم رسوایی میشه بخدا

خوبه کم میاد اونجا

اگ هر روز میومد قطعا ی دسته گلی ب اب میدادم

به خاطر شرایطای اجتماعیمون اصلا و ابدا نمیتونم بهش ابراز کنم حسمو

هم اینکه منو خیلیا تو اون محیط میشناسن میترسم اسمم بیوفته سرزبونا و خیلی برام بد تموم میشه

ولی خیلییی نسبت بهش کشش دارم

خیلی زیاد

نمیدونم

فقط حرفامو اینجا میتونم بزنم

میدونم حتی اگ اونم منو بخاد بازم هیچکدوم جرئته اینو نداریم ک به روی هم بیاریم


بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792