تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین
کز واقف ما نیس که از دیده چه ها رفت
دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم
سیلاب سرشک آمدو طوفان بلا رفت
از پای فتادیم چو آمد غم هجران
در دم بمردیم چو از دست دوا رفت
برشمع نرفت از گذر آتش دل دوش
آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت
دل گفت وصالش به دعا بازتوان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت
یامهدی ادرکنی 💚💚💚