سلام بچه ها. مادرشوهرم خیییلی اهل نیش و کنایه زدنه چندوقت پیش دیکه زد به سیم آخر جلوی مادرم و زن داداشم بیخود و بیجهت پرید بهم. شوعرمم همیییییشه پشت اونو میگیره حتی اینبار که وااااقعا نفهمیدم چرا شروع کرد به حرف مفت زدن ، شوهرم گفت خوبت کرد حقته من پشت مادرمو میگیرم!!! اوایل خیییلی خوب بود شوهرم اما خودم بهانه گیر بودم غر میزدم الان مدتیه دارم رو خودم کار میکنم واقعا عوض شدم اما شوهرم خیییییییلی داغون شده اصصصصصلا تحمل نظر مخالفمو نداره سریع قهر میکنه جای خوابشو جدا میکنه در بعضی موارد هم گیر میداد میگفت یا جمع میکنی میری خونه بابات یا خودمو میکشم!!!! اوتشب که مادرش خییلی بد حرف زد دیگه اومدم خونه زنگ زدم به پدرش اومد هممممممه جیو بش گفتم گفتم طرف حساب من از اول تو بودی نه یه زن. چی ازم میخواد؟ اخلاقای خیییلی زشت شوهرمو هم گفتم گفتم یا پسرتو زنتو نصیحت میکنی یا مارو بخیر شمارو بسلامت. از فرداش که پدرش باهاش حرف زده بود دیگه با من قهره، الان سه روزه تو خونه غذا نمیخوره فقط واسه خواب میاد حواب سلاممو به زور میده سه شبه توی اتاق دیگه میخوابه..... نمیدونم چیکار کنم من فعلا هیچ واکنشی نشون ندادم ولی واقعا کلافه شدم دیگه.