-همزمان که بهت قول دادم قوی باشم دلم میخواد واسه اینکه انقدر نادیده م میگیری و باهام سرد رفتار میکنی یه آهنگ بی کلام غمگین بزارم و گوش کنم و ساعت ها بنویسم
-خاک تو سرم که بعضی وقت ها انقدر احساساتی میشم که به تمام اطرافیانم آسیب میزنم
-بابا دوسم نداره دیگه چیکارش کنم نمیتونم مجبورش کنم و چاقو زیرگلوش بزارم که دوسم داشته باشه
-بیچاره دخترک
کل روز را به گریه گذراند؛فقط برای آنکه عروسکی شبیه عروسک گم شدهش را در آغوش دخترکی دیگر دید
این روزها دخترک را میبینم؛اما نه به غلیظی قبل
انگار گذر زمان شیره ی وجودش را کشیده و ستاره های درونش را از او ربوده:)
نوشته های خودمه:)
شاید طبق استاندارد های ادبیات نباشه؛اما تکه ای از وجودمه:)
تکه ای که باعث میشه همه چی رو خیلی عمیق تر حس کنم-🥲