من دیروز کلید ماشینمون دادم برادر شوهرم که بره ماشین خرابش درست کنه ۱۹ دقیقه بعد پیامک جریمه سرعت بالا اومد
ساعت یازدهم عقب ماشینمون زده بود جایی گذاشته بود صافکاری و فرار حتی به شوهرمم نگفته بود اوستا زنگ زده بود به شوهرم ...
حالا بماند بعد من پیش خودم گفتم خدایا من وقتی ماشین دادم دعا خوندم و گفتم مواظب ماشینمون باش چون برادرش اصلا با احتیاط نیس و فقط فکر خودشه ...
حالا امروز یه ماشین باری داریم شوهرم باش کار میکنه اون ماشینمون بیابون خراب شده و بیست ملیون خرجشه . الان به شدت از خدا میترسم
دیشب ازش گله کردم امروز بیشترش گراشت تو کاسم ...
اما برادر شوهرم با تموم شیله پیلش همه غصش میخورند اما شوهر منکه به فکر همه هست خدام دوسش نداره