2777
2789
عنوان

خونه پدر

94 بازدید | 5 پست

سلام دوستان 

من تقریبا هفته ای دو تا سه بار شب میرم خونه پدرم چون خواهر ندارم وابستگی شدیدی به مادرم دارم اونم اکثرا خودش زنگ میزنم بیا 

الان رفتم خونشون یه کاری داشتم ماشینم در خونه شون بود بابام بیرون بود وقتی رسید در خونه صداشو شنیدم داشت میگفت جا نمیگیره تو خونش هر دقیقه اینجاست با من بود دلم شکست آب تو چشمم جمع شد سریع کارمو انجام دادم مامانمم نبود اومدم خونه حالا بگید من برم یا نرم دیگه مامانم دوست داره برم بابام دوست نداره ماهی یک بارم بریم اونجا چون پیره حال و حوصله ش کم شده .من کلا زنی هستم کسی بهم بی احترامی کنه دیگه نگاهشم نمیکنم ولی پدر و مادر فرق می‌کنه داستانشون گیر کردم بین این موضوع

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

در هفته نهایت یکی دوبار برین دو سه ساعت سر بزنین

شب نمونید وابستگیتون و کم کنید


من برای تبادل نظر با خانم ها تاپیک میزنم پس : ورود آقایون به تاپیک های من اکیدا ممنوع . لطفا آقایون پست های من و پاسخ ندن و لایک نکنن در خواست دوستی آقایون نظر رد و نه پذیرفته میشود ❣ خدایا چنین کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار❣

نمیدونم چی بگم ... اخه اونجا نخوای بری دیگه کجا میخوای بریعجیبه ...می خوای به روشون بیار. بگو من خیل ...

دقیقا من فقط همونجا میرم و تمام اونم شب دو سه ساعت میرم برمی‌گردم خونمون نزدیکه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز