با آی وی اف باردار شدم.. همه امیدم شده بود... دوماه امپول زدم اولای بارداری همه مراقبم بودن کمک کردن ک این بچه چیزیش نشه.. خیلیا چشم انتظارش بودن... خوشحالیمون روز ب روز بیشتر میشد... وقتی فهمیدم پسره... اسمش انتخاب کردیم... چقد ذوق داشتیم بریم خرید سیسمونی...
همه چی خوب بود.... شب قبل اینک بچم از دس بدم پیش دکترم بودم گف همه چی خوبه...
ولی صبش دردام شروع شد دهانه رحمم سه سانت باز شده بود.... خیلی تلاش کردن ک با دارو جلو انقباضامو بگیرن... ولی نشد...وقتی کیسه ابم پاره شد دیگ نا امید شدم... دکترم قبل عمل گف نترس ب دنیا میاد میزاریم دستگاه میمونه نگران نباش...
اما صبح گفتن نموند و هیچ دارویی روش تاثیر نزاشته.. هرکاری کردن ک بمونه ولی نموند💔💔💔
قلبم هزار تیکه شده...
من موندم ی شکم پاره ک دردش نمیتونم تحمل کنم... سینه هایی ک الان بعد سه روز داره شیر میده... چجوری باید این روزا رو بگذرونم
نمیدونم🖤