2777
2789
عنوان

این زندایی من چرا انقدر گاوه

128 بازدید | 7 پست

چند روز پیش رفته بودیم باغ پدربزرگم بعد اینا گوسفند میگیرن ۳ تایی تقسیم میکنیم بین زندایی و ما و پدربزرگم بعد مثلا سر و جیگر و اینارو میگه بریم اونجا بخوریم بعد بریون بود که گویا زنداییم چرخش کرده بود ماهم خیلی دیر رفتیم مامانم کار داشت ساعتای ۱۲ اینا بود رفتیم یه ساعت بعد پاشدن غذا درست کنن رو آتیش منم به بچش غذا دادم و نگهش داشتم سفره رو پهن کردن تشکر کردیم از مامان بزرگم عصر استوری گذاشته بود گفته بود کلیه مون رو هم بدیم باز از کس دیگه تشکر میکنن یه همچین چیزی چه کنیم با این حجم از لوس بودننن


کاش با آب اشک چشممون آتیشت رو خاموش کنیم که ما بچه هات هرچقدر هیچی نداریم اندازه یه خلیج گریه داریم ما که سوختیم و نساختیم به امیده روزی که همه باهم بسازیم :(

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

چه چیپ و خاله زنک

استوری گذاشتن هم شد کار 

مادر هم هستن مثلا 

کی ملت میخوان پیشرفت کنن خدا میدونه 


چو ایران 🇮🇷 نباشد تن من مباد 💗بدین بوم و بر زنده یک تن مباد💖اگر سر به سر تن به کشتن دهیم دریغا که کشور به دشمن دهیم 🇮🇷امروز قرارگاه حسین بن علی ایران است جمهوری اسلامی ایران حرم است اگر این حرم باقی ماند بقیه حرم ها می مانند ❤🤍💚🇮🇷که از چشم بداندیشان خدایت در امان دارد🇮🇷💚🤍❤ تو💍❤هر چهار فصل منی نیمه جان منی💖💞💖هر سال هر ماه هر شب هر روز هر ساعت هر دقیقه هر ثانیه هر لحظه هر نفس عزیزجان منی❤شیرین جان منی❤دلبر جان منی ❤جان جانان منی❤تاابد

خوب شما هم مقصریدوقتی ی نفر کاری براتون میکنه تشکر کنید ازش من خونه بابام با زنداداشم غذا میپزیم بعد ...

آخه شما باهم غذا میپزید ما اصلا بخاطر مامان بزرگم رفتیم نمیدونستیم اصلا زنداییم کاری کرده چون بچه کوچیک داره چی بگم والا:/

کاش با آب اشک چشممون آتیشت رو خاموش کنیم که ما بچه هات هرچقدر هیچی نداریم اندازه یه خلیج گریه داریم ما که سوختیم و نساختیم به امیده روزی که همه باهم بسازیم :(

چه چیپ و خاله زنکاستوری گذاشتن هم شد کار مادر هم هستن مثلا کی ملت میخوان پیشرفت کنن خدا میدونه

دقیقااا 

کاش با آب اشک چشممون آتیشت رو خاموش کنیم که ما بچه هات هرچقدر هیچی نداریم اندازه یه خلیج گریه داریم ما که سوختیم و نساختیم به امیده روزی که همه باهم بسازیم :(

آخه شما باهم غذا میپزید ما اصلا بخاطر مامان بزرگم رفتیم نمیدونستیم اصلا زنداییم کاری کرده چون بچه کو ...

به هر حال مادربزرگت که تنهایی نمیپزه

ی تشکر جمعی بکنید

مادرم همیشه سر سفره میگه دست همه تون درد نکنه چه اونی که پخت چه اونی که خورد چه اونی که شست

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792