دیروز با شوهرجون رفتیم بیرون یه دور بزنیم همش میگفت چرامن باید تورو ببرم بیرون هرشب خسته شدم یکمم میخوام با دوستام باشم در حالی که تو هفته دو بار میبره انتظار داره کله هفته با دوستاش باشه یه بار منو ببره بیرون. کلا دو ساله مشکلمون اینه. اولا که خیلی شدید بود الان باز بهتر شده یه پسر چهار ماهه هم داریم من با بچه کوچک کجا میتونم اخه برم خونه هم میمونم حوصلم سر میره
مشکل شما دقیقا مشکل منم هست😔😔واقعا نمیدونم چه کار کنم با من که به بار میره بیرون ده بار با دوستاش میره،الان داشتم تایپیک دیگه ایی میگفتم دخترم واکسن زده تب کرده اون صبح به بهونه ی سمینار رفته بیرون الان ز زدم میگه با دوستامم منم تو این شهر غریبم خیلی نفرینش کردم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
در تاریخ ۹۹/۹/۹ بهترین اتفاق زندگیم خواهد افتاد و در تاریخ ۹۹/۹/۲۸ او خیلی پشیمان خواهد شد و برایمزاااار خواهد زد ولی من انقدر شاد خواهم بود که اورا ذره ای هم نخواهمخواست!
الانخیلی کم فقط پنج شنبه ها و یکشنبه ها چون من باهاش میرم وگرنه بزاری منو میزاره خونه خودش می ...
خب بهتره با هم حرف بزنین و اینکه حتما اجازه بدی یه روز و با دوستاش بگذرونه. اینکه فشار بیاری و تلاش کنی تحت کنترل نگهشون داری اول به خودت اسیب میزنه. ولی وقتی اجازه میدی با همجنساشم تایم فان داشته باشه هم تو روحیش تاثیر بهتری داره هم محدودش نکردی. خودتم دوست پیدا کن کلاس برو که تنها نمونی و حوصلت سر بره... به تایمایی با دوستات بگدرون با هم دوره بذارین
اون یه بارم که میره صد بار میگه ای کاش با دوستام بودم منم پسرم واکسن زدم صب اومد گذاشت خونه ش ...
شوهر احمق من که الهی بمیره اونم همینجوره به خدا ،همه جوره باهاش راه اومدم حالا که هر روز بیرونه هر رووووزا الان با دوستاش بیرونه شب هم یکی از دوستاش دعوتش کرده بره کله پاچه بخوره که الهی سرطان شه تو تنش،جالبه بعد میگه من احتیاج دارم یه شب تا صبح با دوستام باشم اینجوری قبول نیست،اینقدرم پرو تشریف دارن که میگن بریم مشاور تو مشکل داری که نمیخوای من با دوستام برم بیرون