استادمون خوب بود
وقتایی که استاد نبود زر زر میکرد
من کلیه ام سنگ داشت میدویدم درد وحشتناک میگرفتم باید میرفتم دستشویی
بعد این تسله بچه نمیزاشت
یه بار تو رخت کن داشت آب میخورد گفتش برو سریع بیرون ببینم
بهش گفتم بیا کار دارم ،بین دیوار و در مثل سگ زدمش از اون موقع به بعد بهم میگفت خاله 🤣