پدرم بی آبرومون میکنه
عربده میکشه جلو آپارتمان
چند وقت دیگه هیچکس از اهالی اینجا بهمون احترام نمیزارن مثل خونه قبلی ک رو نداشتیم تو چشم کسی نگا کنیم
خسته ام 🙂بقران قسم اگه همین الان زندگیم تموم شه راضیم
کافیه فقط کوچکترین چیزی ببینه اون شب تا صبح عربده میکشه
فحش میده بلند بلند
دلم میخواد از این خجالت بمیرم
روم نمیشه به کسی بگم این بابای منه یا من دختر اونم
از ترس اینکه بهمون پول نده و بی پول بمونیم هیچی نمیگیم
میترسم من خیلی وقته که میترسم
از بچگی همیشه ترسیدم ...