من دوتا داداشم یه داداش دیگه داریم که از مادر یکی هستیم و ولی از پدر خواهر برادر نیستیم این داداش ناتنیم خیلی اروم سالم ورزشکار سرش تو کار خودشه نه اهل ولگردی نه هیچی باباش داره کرایه خونه میده خرج زندگی مادر بااون یکی داداشم میده از شکم این بدبخت میزنه به اونا میده بعد دیدم به چشم بخدا خودم دیدم لقمه های دهن این داداشم میشماره چشمش دنبال یه سینه مرغ که باهزار بدبختی واسه باشگاهش میخره مادرم طلاقم گرفته ولی باز طلبکاره یدونه بچه اذیت میکنه تاحالا ندیدم بالحن اروم باهاش حرف بزنه پسرا دیدین میرن سربازی بی طاقتی واسه خونه میکنن این داداشم رفت خدمت بعد یک سال بزور اومد مرخصی