واقعیت زیرمیزی:
زیرمیزی: نشانهی فساد نیست، فریادِ یک بیعدالتی ساختاری است.
سالهاست همه دربارهی «زیرمیزی» حرف میزنند،
اما هیچکس نمیپرسد چرا اصلاً چنین چیزی شکل گرفته؟
وقتی تعرفه رسمی عمل جراحی حيات بخش و گاها پیچیدهای مثل کیسه صفرا
کمتر از قیمت چهار کیلو گوشت گوسفندی است،
آیا واقعاً باید تعجب کنیم که سیستم درمانی بیمار است؟
ریشه واقعی کجاست؟
زیرمیزی از طمع زاده نشده؛ از تحقیر زاده شده است.
وقتی پزشک بعد از ۱۵ سال تحصیل، شبانهروز کار در اورژانس و اتاق عمل،
میبیند مزدش کمتر از دستمزد تعمیرکار خودرو است،
سیستم در واقع به او میگوید:
> «دانش و مسئولیت تو ارزش مالی ندارد.»
در چنین سیستمی، «راه درست» بیپاداش میماند و
«راه غیررسمی» زنده میماند.
حقیقت تلخ اما روشن:
تعرفهها در ایران نه بر اساس هزینه واقعی و تخصص پزشک،
بلکه بر اساس جیب بیمهها تعیین میشود.
یعنی:
«چقدر بودجه داریم؟ همین را تقسیم کنیم!»
نه:
خدمت پزشکی واقعاً چقدر میارزد؟»
این یعنی پزشک با جان و علمش هزینه ناکارآمدی ساختار را میدهد.
نتیجه چیست؟
وقتی مسیر رسمی «بیثمر» است، مسیر غیررسمی زاده میشود.
زیرمیزی در چنین شرایطی نه انتخاب، بلکه گاهی واکنش بقا است.
مثل این است که:
رانندهای را وادار کنید با یک باک بنزین، تا مقصدی برود که نیاز به سه باک دارد،
بعد اگر در میانه راه از مسافر پول سوخت گرفت، بگویید «فساد کرده»!
اما خطر بزرگتر این است:
زیرمیزی فقط پول نیست؛
زیرمیزی اعتماد عمومی را میکشد.
وقتی بیمار احساس میکند عدالت وجود ندارد،
و پزشک احساس میکند حرمتش لگدمال شده،
هیچ دارویی نمیتواند این شکاف را درمان کند.
راه نجات نه در تهدید است، نه در موعظه
راه نجات در سه گام واقعی است:
تعرفه علمی و مستقل
تعرفه باید توسط کمیسیون علمی و اقتصادی مستقل از بیمهها تعیین شود.
شفافیت در پرداختها
بیمار باید بداند دقیقاً چه مبلغی بابت چه خدمتی میپردازد.
آموزش اخلاق کاربردی و الگوهای شفاف
پزشک جوان باید بداند که راه شرافتمندانه ممکن است، نه فقط سخت.
حرف آخر:
زیرمیزی، همانند تب در بدن بیمار است؛
علامت عفونت سیستم است، نه گناه تبسنج.
اگر تب را سرکوب کنیم ولی عفونت را درمان نکنیم،
بیمار زنده نمیماند.
پزشک سالم در سیستم ناسالم دوام نمیآورد،
همانطور که بیمار فقیر در نظام درمانی بیعدالت نجات پیدا نمیکند.
تا وقتی شأن حرفهای، تعرفه واقعی و شفافیت وجود نداشته باشد،
زیرمیزی نه از بین میرود، نه شرمآور است بلکه فقط نشانهی زخم عمیقتر است.