منم یه شب خواب بودم خواب عمیق داشتم خوابم میدیدم
یهو حس کردم یچیزی رو گلوم زیر چونم هست یهو پریدم با دست زدمش کنار بعد چراغ قوه گوشی رو زدم دیدم سوسکه فوبیا دارم وحشتناک رفتم مامانمو بیدار کردم اومد گرفت تا چن روز هر نیم ساعت از ترس از خواب میپریدم دور و برمو نگاه میکردم چیزی نباشه.
شانس اوردم دهن باز نمیخوابم وگرنه میومد داخل دهنم میرفت داخل دل و رودم تخم میذاشت