تو محل کار شوهرم که بودم یکی از هم کارای خانومش منو دیدو صمیمانه ازم استقبال کرد بعد یه مدت به همسرم گفت مشتاقه با من دوست بشه چون از شخصیت من خوشش اومده منم قبول کردمو رابطه تا جاییی پیش رفت که صمیمی شدیمو چند باری به اتفاق همسرم رفتیم بیرون بعد یه مدت دیدم تماساش شبانه با شوهرم زیاد شده صمیمیتش دو برابر تا حدی که برای تولد شرهرم کادو خریده بوده . از طرف شوهرم مطمعنم چون زیر نظره وچک میشه هتی تلگرامشم یواشکی رو گوشیم سیو کردم به پیاماش یکی در میونو سرسنگین جواب میده حس میکنم شوهرمم متوجه شخصیت این خانوم شده
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من حلیم رو با دارچین میخورم شما دوست داری با نمک بخور یا با شکر بخور. 😂تصورم از بعضی از نی نی سایتی ها پشمک حاج عبدا... هست تو همه تاپیکا پشماشون میریزه ولی بازم پشم دارن برای تاپیک بعدی 🤣🤣🤣🤣. آهای تویی که پاچه میگیری چخه چخه.
حس میکنم چون اصلا با من رابطه ای نداره دیگه تماساش با شوهرم زیاده از هر دری حرف میزنه
با شوهرت حرف بزن بگو من از تو مطمئنم و ایمان دارم تو پاتو کج نمیزاری ولی ب نظرت ی ذره رفتاراش مشکوک نیس؟از نظر من رابطه رو کم کنیم بازم خودت هرجور صلاح میدونی