مادرشوهرم بهم میگه دست و پا چلفتی؛میگه تو نمیتونی بچه بزرگ کنی،بابا من اولین بچه امه؛تجربه نداشتم ولی الان ک بچه ام ۵ماهشه؛ماشالله هم بزرگ شده وتمام کاراشو دیگه خودم انجام میدم؛هربار هم ک میرم خونشون از حسادت ی گیر میده ب بچه ام ک اصلا منطقی نیس شما بگید با این دیو دو سر چ کار کنم
امید،چه واژه معجزه آسایی.کاش هیچ امیدی از سمت خداناامید نشه.برای سلامتی آقاامام زمان و فرجشون صلواتی بفرستین 😍❤️ اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ❤️
دلمو خون کرده؛بچه ام از بچه خواهرشوهرم خوشگل تره و ناز تر همه با بچه من بازی میکنن و تعریف اون بدتر نیش و کنایه میزنه بهم میگه خواب دیدم انداختیش زمین نمیدونم چرت و پرت
کمتر برو خونشون بگو کارام زیاده و وقت نمیکنم و هر وقتم رفتی در مقابل حرفاشون سکوت کن، و سعی کن خرشون کنی،الکی بگو مثلا تجربه هاتون رو بگید منم استفاده کنم.کلا هر چی گفتن که ناراحتت میکنه اهمیت نده
بي شک مظلوم ترين فرد تاريخ استآنکه شب ها يک تنه،بدون سلاح،با يک لشکر دلتنگی میجنگد...!
خب اینکه خیلی عالیه شوهرت پشتت باشهبه دیگه غمی نداری بامهربونی بهش بگو تو ازم دفاع کن نذار کسی از ...
همیشه پشتیبانمه غم ندارم و جواب میده؛الان گیر دادن بهمون که خونه امو ببرم نزدیک خونشون چون شوهرم ی هفته ماموریته تنها نباشم یا با خونه برادر شوهرم خونه بگیرم شوهرمگفت شما کارتون ب ما نباشه من درستش میکنم منم برا اینکه اذیت نکنن میرم خونه مادرم حالا با ما حرف نمیزنن میگن چرا میری خونه مادرت اخه اینا با خونه مادرم قهرن منم باید نرم ب خدا ۱۰ماه نرفتم خونشوک دلم براشون تنگ سده بود بچه امو ندیدن تا ۴ماهگی ب شوهرم گفتم دیگه نمیتونم دارم دق میکنم گفت برو عزیز م پدر و مادرته خیلی بی انصافن خونه پدر شوهرم احمقن