2777
2789
عنوان

شوهرم رفته پیش مادرشوهرم از من گله کرده ایشونم اومده کلی نصیحت میکنه

| مشاهده متن کامل بحث + 336745 بازدید | 2367 پست
من حقو به مادرم میدم خواهر برادرامم حقو به مادرم دادنپدربزرگ نفهمم مامانمو به زور شوهر داد به بابام

بابات و دوست نداری؟

از همون اول حق و ب مامانت دادی یا در گذر زمان فهمیدی؟

وقتی بچه دار میشی ، دنیا ازت یه گروگان داره

خوندی گفتم نمیدونستم بعد ۶ سال خال رو بدنشه؟ در این حد ندیدمش بچه داری؟ بچه هات خوبن؟

ببین کلاً تو این سایت یکیو دوست نداشته باشی نمی‌فهمن میگن فقط بشین سر زندگیت الان تو تاپیک قبلی می‌گفت شوهرم منو دوست نداره میگه هیچ حسی بهت ندارم می‌گفتن با زورم شده بشین سر زندگیت الان شما میگی من شوهرمو دوست ندارم اینا میگن نه زندگیتو حفظ کن

۲۶ساله ام اما رنگ جوانی شادی آزادی رهایی استقلال ندیده ام

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بابات و دوست نداری؟از همون اول حق و ب مامانت دادی یا در گذر زمان فهمیدی؟

من از همون بچگی متوجه شدم کاملاً از حرکات آدما مشخص

بچه بودم رابطه اینا رو نمی‌دونستم ولی از اخلاقش متوجه می‌شدم 

نه والا من پدرمو دوست ندارم

۲۶ساله ام اما رنگ جوانی شادی آزادی رهایی استقلال ندیده ام

ببین کلاً تو این سایت یکیو دوست نداشته باشی نمی‌فهمن میگن فقط بشین سر زندگیت الان تو تاپیک قبلی می‌گ ...

با بچه خیلی سخته طلاق 

من به جای اون خانوم بودم لحطه ای درنگ نمیکردم ک میرفتم

وقتی بچه دار میشی ، دنیا ازت یه گروگان داره

در خانه ای که آدم ها یکدیگر را دوست ندارند،بچّه ها نمی توانند بزرگ شوند!شاید قد بکشند، امّا بال و پر ...

ای بمیرم من

وقتی بچه دار میشی ، دنیا ازت یه گروگان داره

میدونم میگم بابات مشکلش چی بود که مادرت ازش ناراحت بود

آدمای ۶۰ ساله بود گار پدربزرگ بود هر کاری می‌کردیم می‌گفت نه این عیبه اون فلانه یعنی حالمون هممونو بد می‌کرد

۲۶ساله ام اما رنگ جوانی شادی آزادی رهایی استقلال ندیده ام

در خانه ای که آدم ها یکدیگر را دوست ندارند،بچّه ها نمی توانند بزرگ شوند!شاید قد بکشند، امّا بال و پر ...

بخدا اره 

عشق یعنی جای نفرین با دعا یادش کنی ....خانه اش آباد دلداری که یارش را فروخت
با بچه خیلی سخته طلاق من به جای اون خانوم بودم لحطه ای درنگ نمیکردم ک میرفتم

به نظر من وقتی ۲۰ سال ۳۰ سال بچه توی یه جو سرد بزرگ میشه طلا خیلی بهتره

۲۶ساله ام اما رنگ جوانی شادی آزادی رهایی استقلال ندیده ام

اصلا دوست ندارم درست بشه رابطه مون

دلت نمیخواسته با این شخص ازدواج کنی درست اما دیگه این اتفاق افتاده حالا شیطون حسابی رفته تو جلدت اگر ذره ای سعی میگردی خودتو تغییر بدی و کمی تلاش میکردی برای اینکه احساسی در وجودت ایجاد بشه الان دوسش داشتی ..فکر میکنی همه از جمله خود من از اول عاشق شوهرشون بودن عاشق ظاهر و رفتارش بودن نه اینطور نیست اما اجازه دادن محبت وارد دلشون بشه 

فکر میکنی پسرت با دیدن مادری که از پدرش متنفره خوشبخت میشه 

چرا؟ بچه ها تو رو بیشتر دوست دارن یا باباشون و؟

پسر بزرگم که ارزوشه من طلاق بگیرم پسر کوچکم میگع هر دوتون را باهم میخوام پسر کوچک شدیدا عاشق شوهرمه 

عشق یعنی جای نفرین با دعا یادش کنی ....خانه اش آباد دلداری که یارش را فروخت
2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز