همکلاسیم امروز بهم گفت سردمه کتتو میدی بپوشم با اینکه خیلی بدم میاد لباسمو کسی بپوشه و حساسم گفتم سردشه اشکال نداره میدونم تمیزه
خلاصه ما دادم این پوشید کلاسمون تموم شد این رفت از کلاس بیرون منم هیچوقت نمیرفتم بیرون از کلاس همین امروز با دوستام رفتیم بیرون از کلاس که دیدم کتم تن رفیقشه اونجا کارد میزدی تو شکمم خونم در نمیومد به قدری خودخوری کردم و اعصابم خورد شد که حد نداره با خودم عهد کردم یکی بمیره دور از جون از سرما من نیام از خودگذشتگی کنم