عقدم بخاطر ورشکستگی شوهرم نتوستیم بریم سر زندگیمون تا یکسال پیش مادرشوهرم فوت کرد همون شب فوت مادرشوهرم دختر دایی همسرم بعد چند سال دیدم با شوهرم دست دادومیخواست شوهرم بوس کن که شوهرم منو دید روشو برگردون نزاشت (دختر داییش شوهرش فوت شده و دوتا بچه بزرگ داره )
من خیلی بهم برخورد شوهرم رفت تو حیاط منو صدا کرد منم زدم زیر گوشش چرا همچین کاریو کردی اره من داغ بود نفهمیدم روز سال مادرش دختر دایی اومد خندش گرفت روشو میکر د سمتش بعد بمن قسم میخوره ندیدمش بعد الان دو روز از سال مادرش گذشته حتی نمیاد منو ببینه بعد میگه من اینجا هستم کیشک زمین که برای خونه کندم میدم کسی دعا اینا قائیم نکنه اخرشبا می اومد دیدنم که دیگه نمیاد